تا به حال شده فرزندتان یک درس را چند بار بخواند و حتی به شما بگوید: «بلدمش!» اما وقتی کتاب را میبندد و از او میخواهید چند سؤال ساده بپرسید، ناگهان جوابها یادش نیاید؟
یا شب قبل از مدرسه، با خیال راحت درسش را خوانده باشد، اما روز بعد وقتی معلم از همان مطالب سؤال میکند، با تعجب بگوید:
«مامان! من اینو خونده بودم، ولی یادم نیست!»
اگر این اتفاق برای فرزند شما هم میافتد، قبل از اینکه او را به «کمکاری»، «بیدقتی» یا «حواسپرتی» متهم کنید، یک نکته مهم را بدانید:
خواندن با یادگیری واقعی یکی نیست.
در بسیاری از مواقع، دانشآموز ساعتها به کتاب نگاه میکند، اما مغز او فرصت کافی برای پردازش، ارتباط دادن و به یاد آوردن اطلاعات پیدا نمیکند.
پس مشکل لزوماً این نیست که فرزند شما کم درس میخواند؛ شاید روش درس خواندن او نیاز به تغییر دارد.
فقط خواندن؛ یکی از رایجترین اشتباهها

تصور کنید دانشآموزی قرار است درس علوم را یاد بگیرد. کتاب را باز میکند و شروع میکند به خواندن:
یک بار…
دوباره…
حتی شاید برای بار سوم.
وقتی از او میپرسید: «فهمیدی؟»
میگوید: «بله.»
اما اگر کتاب را ببندید و بپرسید:
«حالا با زبان خودت برایم توضیح بده این درس درباره چه بود؟»
ممکن است چند ثانیه سکوت کند.
چرا؟
چون او بیشتر اطلاعات را دیده است تا اینکه واقعاً آنها را یاد گرفته باشد.
دیدن چندباره یک مطلب، احساس آشنایی ایجاد میکند؛ اما آشنا بودن با یک مطلب، با توانایی توضیح دادن و به خاطر آوردن آن فرق دارد.
یادگیری زمانی اتفاق میافتد که دانشآموز «فعال» باشد
یکی از مهمترین تفاوتهای بین «خواندن» و «یاد گرفتن» همین است.
در روش منفعل، دانشآموز فقط:
کتاب را میخواند.
زیر بعضی جملهها خط میکشد.
صفحهها را ورق میزند.
دوباره همان مطالب را مرور میکند.
اما در یادگیری فعال، دانشآموز مجبور میشود با مطلب کار کند.
مثلاً:
سؤال حل کند.
به سؤال پاسخ بدهد.
مطلب را با زبان خودش توضیح دهد.
بین مطالب مختلف ارتباط برقرار کند.
مثال بزند.
اشتباهاتش را پیدا کند.
بدون نگاه کردن به کتاب، آنچه را یاد گرفته به یاد بیاورد.
اینجاست که تمرین هدفمند اهمیت پیدا میکند.
یک مثال ساده از درس ریاضی
فرض کنید دانشآموز باید مفهوم «کسرها» را یاد بگیرد.
اگر فقط مثالهای کتاب را بخواند، ممکن است هنگام دیدن همان مثال احساس کند موضوع را کاملاً بلد است.
اما اگر با یک سؤال جدید روبهرو شود، ممکن است نداند از کجا باید شروع کند.
حالا تصور کنید بعد از مطالعه، چند تمرین متنوع در اختیارش قرار بگیرد:
کدام کسر بزرگتر است؟
کسرهای مساوی را پیدا کن.
در یک مسئله واقعی، کسر مناسب را انتخاب کن.
اشتباه یک دانشآموز دیگر را پیدا کن.
این نوع تمرینها باعث میشوند دانشآموز فقط «جواب یک مثال» را به خاطر نسپارد، بلکه مفهوم را در موقعیتهای مختلف به کار ببرد.
چرا کاربرگ میتواند کمککننده باشد؟
یک کاربرگ خوب قرار نیست فقط تعداد زیادی سؤال پشت سر هم باشد.
کاربرگ آموزشی مناسب باید به دانشآموز کمک کند که آموختههایش را به کار بگیرد.
برای مثال، یک کاربرگ خوب میتواند از چند نوع سؤال تشکیل شود:
۱. یادآوری:دانشآموز اطلاعاتی را که خوانده به یاد میآورد.
۲. درک:مطلب را با زبان خودش توضیح میدهد یا مثال مناسب پیدا میکند.
۳. تمرین:مفهوم را در چند سؤال مختلف به کار میبرد.
۴. تشخیص اشتباه:اشتباههای رایج را پیدا میکند و اصلاح میکند.
۵. کاربرد:از آموخته خود برای حل یک مسئله جدید استفاده میکند.
این تنوع باعث میشود دانشآموز فقط به حفظ کردن یک پاسخ خاص وابسته نباشد.
یک راهکار ساده که همین امروز میتوانید امتحان کنید
دفعه بعد که فرزندتان گفت:
«درس رو خوندم.»
به جای اینکه بپرسید:
«خوب یاد گرفتی؟»
کتاب را ببندید و از او بخواهید به سه سؤال پاسخ دهد:
سؤال اول:
مهمترین چیزی که از این درس یاد گرفتی چیست؟
سؤال دوم:
اگر بخواهی این درس را برای یک دوستت توضیح بدهی، چه میگویی؟
سؤال سوم:
میتوانی یک مثال جدید برایش بزنی؟
اگر توانست پاسخ دهد، احتمالاً یادگیری عمیقتری اتفاق افتاده است.
اگر نتوانست، نگران نباشید.
این به معنی ضعیف بودن دانشآموز نیست؛ بلکه نشان میدهد باید فرصت بیشتری برای تمرین، یادآوری و استفاده از مطلب داشته باشد.
چرا تکرار هم مهم است؟
ممکن است دانشآموز امروز یک مطلب را خیلی خوب یاد بگیرد، اما چند روز بعد بخش زیادی از آن را فراموش کند.
این کاملاً طبیعی است.
به همین دلیل بهتر است به جای اینکه دانشآموز یک مطلب را فقط یک بار و برای مدت طولانی مطالعه کند، آن را در فاصلههای مختلف دوباره مرور و تمرین کند.
مثلاً:
روز اول: یادگیری مطلب
روز دوم: چند سؤال کوتاه
چند روز بعد: مرور و تمرین دوباره
هفته بعد: چند سؤال ترکیبی یا کاربردی
این کار کمک میکند مطلب بارها از حافظه فراخوانی شود و ماندگاری آن بیشتر شود.
والدین چه کارهایی میتوانند انجام دهند؟

برای کمک به فرزندتان لازم نیست هر روز چند ساعت کنار او بنشینید.
گاهی چند تغییر کوچک، نتیجه بسیار بهتری ایجاد میکند.
به جای «برو درست را بخوان» بگویید:
«بعد از اینکه خوندی، بیا برام توضیح بده چی یاد گرفتی.»
به جای اینکه همیشه جواب را بگویید، بپرسید:
«فکر میکنی از کجا باید شروع کنی؟»
به جای تمرینهای طولانی و خستهکننده:
تمرینهای کوتاه اما هدفمند در اختیارش قرار دهید.
و مهمتر از همه:
اگر دانشآموز اشتباه کرد، فوراً نگویید:
«این رو که قبلاً گفتم!»
اشتباه کردن بخشی از مسیر یادگیری است.
به او کمک کنید بفهمد چرا اشتباه کرده و چگونه میتواند دفعه بعد بهتر عمل کند.
یک نکته مهم برای دانشآموزان چهارم، پنجم و ششم
در دوره دوم ابتدایی، مطالب درسی کمکم جدیتر و مفهومیتر میشوند.
دانشآموز دیگر نمیتواند در همه درسها فقط با حفظ کردن چند جمله پیش برود.
بهخصوص در درسهایی مانند ریاضی، علوم و فارسی، دانشآموز باید بتواند آنچه را یاد گرفته در سؤالها و موقعیتهای جدید به کار ببرد.
بنابراین هرچه زودتر عادتِ «خواندن + فکر کردن + تمرین کردن + به یاد آوردن» در او شکل بگیرد، در سالهای بعد نیز مسیر یادگیری برایش آسانتر خواهد شد.
جمعبندی
اگر فرزند شما بارها یک درس را میخواند اما بعد از مدتی نمیتواند آن را به خاطر بیاورد، اولین واکنش نباید سرزنش کردن او باشد.
شاید مسئله این باشد که روش مطالعه او بیشتر بر خواندن تکیه دارد تا یادگیری فعال.
یادگیری زمانی ماندگارتر میشود که دانشآموز بتواند:
بخواند –> فکر کند –> مطلب را به یاد بیاورد –> تمرین کند –> اشتباه کند –> اشتباه خود را اصلاح کند –> دوباره به کار ببرد.
به همین دلیل، استفاده از تمرینهای متنوع و هدفمند میتواند مکمل خوبی برای مطالعه روزانه دانشآموزان دوره دوم ابتدایی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید