درس خواندن برای بعضی از دانشآموزان دوره دوم ابتدایی، یعنی پایههای چهارم، پنجم و ششم، ممکن است به کاری خستهکننده و اجباری تبدیل شود. در این سن، کودک کمکم استقلال بیشتری میخواهد و دوست دارد خودش انتخاب کند، تجربه کند و نتیجه تلاشش را ببیند. بنابراین اگر درس خواندن فقط با «باید» و «نباید»، امتحان، نمره و تذکر همراه باشد، طبیعی است که انگیزه او کاهش پیدا کند.
خبر خوب این است که علاقه به یادگیری قابل تقویت است. والدین و معلمان میتوانند با چند تغییر ساده، فضای درس خواندن را از یک وظیفه اجباری به تجربهای لذتبخشتر تبدیل کنند.
۱. به جای تمرکز بر نمره، روی یادگیری تمرکز کنید.
یکی از رایجترین اشتباهها این است که موفقیت کودک را فقط با نمره بسنجیم.
جملههایی مانند «چند گرفتی؟»، «چرا ۲۰ نشدی؟» یا «باید از دوستت بهتر باشی» ممکن است باعث شوند کودک درس را وسیلهای برای جلب رضایت بزرگترها بداند، نه فرصتی برای یادگیری.
بهتر است بعد از مطالعه یا امتحان، سؤالهایی مانند این بپرسیم:
امروز چه چیز جدیدی یاد گرفتی؟
کدام قسمت درس برایت جالبتر بود؟
کدام بخش سخت بود؟
اگر بخواهی این موضوع را به من یاد بدهی، از کجا شروع میکنی؟
این پرسشها توجه کودک را از نمره به فرآیند یادگیری منتقل میکنند.
۲. به کودک حق انتخاب بدهید.
دانشآموز دوره دوم ابتدایی دیگر مانند سالهای اول مدرسه، پذیرش کاملاً منفعلانهای ندارد. او به استقلال و احساس کنترل نیاز دارد.
برای مثال به جای اینکه بگوییم:
«الان باید ریاضی بخونی.»
میتوانیم بگوییم:
«اول ریاضی رو انجام میدی یا فارسی رو؟»
یا:
«دوست داری ۲۰ دقیقه درس بخونی و بعد استراحت کنی، یا اول تکالیف آسونتر رو انجام بدی؟»
البته قرار نیست کودک درباره اصل درس خواندن تصمیم بگیرد؛ بلکه بهتر است در نحوه انجام کار حق انتخاب داشته باشد.
همین انتخابهای کوچک میتوانند احساس مسئولیت و استقلال او را بیشتر کنند.
۳. درس را به زندگی واقعی ارتباط دهید.
وقتی کودک نداند چیزی که میخواند چه کاربردی دارد، ممکن است آن را بیمعنا و خستهکننده ببیند.
برای مثال، هنگام آموزش ریاضی میتوان از خرید، تخفیف، پول توجیبی، اندازهگیری مواد غذایی یا محاسبه زمان استفاده کرد.
در علوم میتوان آزمایشهای ساده خانگی انجام داد. در فارسی میتوان از کودک خواست یک داستان کوتاه، خاطره یا متن طنز بنویسد.
هدف این است که کودک متوجه شود:
«چیزی که در مدرسه یاد میگیرم، فقط برای امتحان نیست؛ در دنیای واقعی هم به کارم میآید.»
۴. از بازی برای یادگیری استفاده کنید.
بازی فقط مخصوص سالهای پیشدبستانی نیست. دانشآموزان چهارم تا ششم نیز میتوانند از یادگیری بازیمحور لذت ببرند.
مثلاً میتوان:
برای مرور جدول ضرب مسابقه طراحی کرد.
از فلشکارت برای لغات فارسی یا انگلیسی استفاده کرد.
برای درس علوم آزمایشهای ساده انجام داد.
از معما و جدول برای تمرین ریاضی استفاده کرد.
بعد از مطالعه، یک مسابقه کوتاه پرسش و پاسخ برگزار کرد.
از کودک خواست نقش معلم را بازی کند و درس را برای والدین توضیح دهد.
هرچه مشارکت کودک در یادگیری بیشتر باشد، احتمال اینکه تجربه درس خواندن برایش جذابتر شود نیز بیشتر است.
۵. زمان مطالعه را کوتاه و هدفمند کنید.
یکی از دلایلی که کودکان از درس خواندن فراری میشوند، طولانی بودن زمان مطالعه است.
نشستن طولانیمدت پشت میز لزوماً به معنای یادگیری بیشتر نیست. بهتر است زمان مطالعه متناسب با توانایی و شرایط کودک تنظیم شود و بین فعالیتهای ذهنی، استراحتهای کوتاه وجود داشته باشد.
برای مثال، میتوان یک برنامه ساده داشت:
۲۰ تا ۳۰ دقیقه مطالعه –> استراحت کوتاه –> ۲۰ تا ۳۰ دقیقه فعالیت بعدی
البته این زمان باید با سن، توانایی تمرکز و شرایط هر کودک هماهنگ شود.
۶. تلاش کودک را ببینید، نه فقط نتیجه را!
اگر کودک برای یک مسئله دشوار تلاش کرده اما جواب را اشتباه نوشته است، گفتن «اشتباه کردی» چندان کمکی نمیکند.
بهتر است بگوییم:
«دیدم برای حل این مسئله چند روش مختلف رو امتحان کردی. بیا ببینیم کجای مسیر میتونیم روش رو بهتر کنیم.»
این نوع بازخورد به کودک یاد میدهد که اشتباه کردن بخشی از یادگیری است.
همچنین بهتر است به جای تعریفهای کلی مانند «تو خیلی باهوشی»، تلاش و پشتکار او را مشخصاً مورد توجه قرار دهیم:
«این سؤال سخت بود، اما تو تسلیم نشدی و دوباره امتحان کردی.»
۷. اشتباه کردن را طبیعی کنید!
کودکی که از اشتباه کردن میترسد، ممکن است از درس خواندن نیز فاصله بگیرد.
اگر هر اشتباه با سرزنش، مقایسه یا نگرانی درباره نمره همراه باشد، کودک ممکن است برای محافظت از خودش از موقعیتهای چالشبرانگیز دوری کند.
به او نشان دهید که اشتباه، اطلاعاتی درباره مسیر یادگیری به ما میدهد.
میتوان حتی از اشتباههای خودمان مثال زد و گفت:
«من هم وقتی چیزی جدید یاد میگیرم، بعضی وقتها اشتباه میکنم.»
این نگاه میتواند فضای خانه را برای یادگیری امنتر کند.

۸. محیط مناسبی برای مطالعه ایجاد کنید.
محیط مطالعه لازم نیست گران یا بسیار حرفهای باشد. مهمتر از هر چیز، آرامش، نظم و کاهش عوامل حواسپرتی است.
بهتر است کودک تا حد امکان فضای مشخصی برای مطالعه داشته باشد و وسایلی مانند تلویزیون، بازیهای ویدیویی و تلفن همراه در زمان مطالعه مزاحم او نباشند.
در عین حال، محیط مطالعه نباید آنقدر خشک و رسمی باشد که کودک احساس کند وارد یک فضای تنبیهی شده است.
۹. کودک را با دیگران مقایسه نکنید!
«ببین خواهرت چقدر خوب درس میخونه.»
«دوستت همیشه ۲۰ میگیره.»
«چرا تو نمیتونی مثل اون باشی؟»
این جملات معمولاً انگیزه پایدار ایجاد نمیکنند و ممکن است باعث کاهش اعتمادبهنفس یا ایجاد رقابت ناسالم شوند.
بهتر است پیشرفت کودک را با گذشته خودش مقایسه کنیم:
«ماه قبل این نوع مسئله برات سخت بود، ولی الان خودت میتونی حلش کنی.»
این نوع مقایسه، رشد واقعی کودک را به او نشان میدهد.
۱۰. علایق کودک را وارد درس خواندن کنید.
هر کودک علایق خاص خودش را دارد. یکی فوتبال دوست دارد، دیگری حیوانات، یکی داستان و دیگری فناوری.
میتوان از همین علاقهها برای ایجاد ارتباط با درس استفاده کرد.
مثلاً اگر کودک به فوتبال علاقه دارد، میتوان برای تمرین ریاضی از آمار بازیکنان، تعداد گلها یا محاسبه امتیاز تیمها استفاده کرد.
اگر به حیوانات علاقه دارد، میتوان از او خواست درباره یک حیوان تحقیق کند و یافتههایش را برای خانواده ارائه دهد.
در این حالت، درس دیگر یک فعالیت کاملاً جدا از دنیای مورد علاقه کودک نیست.
۱۱. خودتان الگوی یادگیری باشید.
کودک فقط از توصیههای والدین یاد نمیگیرد؛ رفتار آنها را نیز مشاهده میکند.
اگر کودک ببیند والدین خودشان کتاب میخوانند، درباره موضوعات مختلف سؤال میپرسند، چیزهای جدید یاد میگیرند و از یادگیری لذت میبرند، احتمالاً نگاه مثبتتری نسبت به یادگیری پیدا میکند.
گاهی لازم نیست به کودک بگوییم «کتاب بخوان». کافی است او ببیند که ما نیز از خواندن و یاد گرفتن لذت میبریم.
۱۲. برای درس خواندن پاداش دائمی تعیین نکنید!
پاداش میتواند در بعضی شرایط مفید باشد، اما اگر برای هر صفحه کتاب یا هر تکلیف، جایزه مادی تعیین شود، ممکن است کودک به تدریج یادگیری را فقط با پاداش بیرونی مرتبط کند.
بهتر است در کنار تشویق، فرصتهایی برای تجربه رضایت درونی از یادگیری ایجاد کنیم.
مثلاً وقتی کودک یک مسئله سخت را حل میکند، به او کمک کنیم موفقیت خودش را ببیند:
«دیدی اولش فکر میکردی نمیتونی حلش کنی، ولی با چند بار تلاش تونستی؟»
این احساس موفقیت میتواند به مرور انگیزه بیشتری ایجاد کند.
۱۳. برنامه درسی را با علایق و انرژی کودک هماهنگ کنید.
همه کودکان در یک ساعت از روز عملکرد یکسانی ندارند. بعضیها صبح تمرکز بیشتری دارند و بعضی دیگر بعدازظهر.
همچنین بهتر است کارهای سختتر زمانی انجام شوند که کودک انرژی و تمرکز بیشتری دارد و فعالیتهای سادهتر به زمانهای کمانرژی منتقل شوند.
برنامه مطالعه باید قابل اجرا و انعطافپذیر باشد، نه آنقدر سنگین که کودک از همان ابتدا احساس شکست کند.
۱۴. با کودک درباره احساسش نسبت به درس صحبت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید